وقتی بازیگران «آواتار: راه آب» باید ساعتها در مخزنهای بزرگ کار میکردند، تماشاگر فقط نتیجه نهایی را میدید؛ اما پشت دوربین گروهی از متخصصان مراقب بودند حرکت، تنفس و ایمنی بازیگران بهدرستی مدیریت شود. یکی از آنها لیز پارکینسون (Liz Parkinson) بود: شناگر رقابتی سابق، مربی غواصی و فریدایوینگ، بدلکار و مشاور ایمنی زیر آب که مهارتی آموختهشده در استخر را به حرفهای کمنظیر در سینما تبدیل کرد.
پارکینسون در آفریقای جنوبی با شنای رقابتی بزرگ شد. برنامه روزانهاش حول تمرین و مسابقه میچرخید و آب، پیش از آنکه محیط کارش باشد، زبان آشنای بدنش شده بود. او در کودکی طی یک نمایش غواصی در بخش عمیق استخر برای نخستین بار با تجهیزات اسکوبا زیر آب نفس کشید. این تجربه کوتاه در ذهنش باقی ماند؛ هرچند سالها بعد، هنگام تحصیل در دانشگاه هاوایی، گواهی رسمی غواصی را دریافت کرد.
پس از آن، مسیرش از شنا به غواصی تفریحی، آموزش حرفهای و سرانجام تولیدات تصویری رسید. کار در مجموعه Stuart Cove’s Dive Bahamas در باهاما فرصت داد هم رفتار زیر آب و ایمنی غواصان را بشناسد و هم با سازوکار فیلمبرداری دریایی آشنا شود. پارکینسون گفته است تماشای گروههای تولید و پذیرفتن نقشهای کوچک در جلو و پشت دوربین، دروازه ورودش به سینما بود؛ نه یک تغییر شغلی ناگهانی و از پیش طراحیشده.
برای اجرای زیرآبی، صرفاً توانایی حبس نفس کافی نیست. بازیگر یا بدلکار باید جهت بدن، شناوری، سرعت حرکت و میزان مصرف انرژی را کنترل کند و در همان حال، دستور کارگردان و نشانههای گروه ایمنی را نیز ببیند. پارکینسون میگوید سالهای شنا به او «حس آب» داده است: اینکه فشار و مقاومت آب را بفهمد، مسیر حرکت را اصلاح کند و بهجای جنگیدن با آب، از آن استفاده کند.
این همان نکتهای است که شناگران مبتدی نیز تجربه میکنند. فردی که وضعیت بدن و بازدم خود را کنترل نمیکند، حتی با قدرت بدنی زیاد زود خسته میشود. در مقابل، تکنیک درست حرکت را اقتصادیتر میکند. تفاوت آنجاست که در یک صحنه سینمایی، شناگر باید این مهارت را همراه با بازی، تکرار برداشت و محدودیت نور و دوربین به کار بگیرد؛ بنابراین آرامش ذهنی بهاندازه آمادگی جسمانی اهمیت دارد.
نام پارکینسون بیش از همه با «آواتار: راه آب» پیوند خورده است. او در گفتوگویی با مجله Scuba Diver توضیح داده که حدود دو سال در این پروژه حضور داشت و بعضی روزها گروه بین ۱۲ تا ۱۶ ساعت در آب کار میکرد. وظیفهاش فقط اجرای بدلکاری نبود؛ بخشی از کار او ایمنی بازیگران، گرمکردن پیش از برداشت و تمرینهای کوتاه میان روزهای فیلمبرداری بود تا توانایی حبس نفس افت نکند.
بازیگرانی چون سیگورنی ویور، کیت وینسلت، زویی سالدانا، سم ورثینگتون و دیگر اعضای گروه، زیر نظر کرک کراک و تیم تخصصی او برای اجرای زیر آب آموزش دیدند. پارکینسون در مرحله تولید کنار این گروه قرار داشت. فیلمبرداری مبتنی بر پرفورمنسکپچر نیز دلیل مهمی برای استفاده از فریدایوینگ بود: حبابهای تجهیزات تنفسی میتوانستند ثبت نشانگرهای حرکتی را مختل کنند. در نتیجه، بازیگر باید بدون مخزن هوا، آرام و قابلپیشبینی حرکت میکرد.
آنچه در فیلم طبیعی به نظر میرسد، محصول تکرارهای طولانی و شبکهای از نیروهای ایمنی است. خود پارکینسون از روزهای متوالی حبس نفس و کار دشوار زیر آب سخن گفته است. این نکته اهمیت دارد، زیرا رکوردهای چشمگیر بازیگران نباید بهصورت یک چالش تقلیدشدنی دیده شوند؛ تمرین آنها تحت نظارت متخصص و در محیط کنترلشده انجام شده بود.
فعالیت پارکینسون به «آواتار» محدود نیست. او در پروژههایی مانند «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه»، «سریع و خشن ۹»، «خاطرهپردازی» و مجموعه «نجات غار تایلند» بهعنوان بدلکار، مربی یا نیروی ایمنی زیر آب کار کرده است. برای فیلم «خاطرهپردازی»، هیو جکمن و بدلکارش را برای یک صحنه مبارزه زیر آب آموزش داد. در «نجات غار تایلند» نیز مأموریت متفاوت بود: بازیگرانی با تجربه اندک باید در قاب دوربین شبیه غواصان غار ماهر دیده میشدند.
به گفته او، آموزش هر بازیگر از ایجاد احساس امنیت آغاز میشود. بعضی افراد سریع با آب ارتباط میگیرند و بعضی از قرارگرفتن سر زیر آب مضطرب میشوند. مربی نمیتواند برای همه نسخه یکسان بنویسد؛ باید واکنش فرد را بخواند، اعتماد بسازد و تمرین را مرحلهبهمرحله جلو ببرد. همین توانایی آموزش، حلقه اتصال میان تجربه شنا، غواصی و کار سینمایی اوست.
پارکینسون در یادداشتی که ژوئن ۲۰۲۶ برای Divers Alert Network منتشر کرد، پشتصحنه فیلم را نوعی «آشوب سازمانیافته» توصیف میکند؛ محیطی که دهها نفر همزمان وظایف دقیق خود را انجام میدهند. در چنین فضایی، تیم آب باید پیش از هر برداشت مسیر ورود و خروج، وضعیت بازیگر، تجهیزات و برنامه واکنش اضطراری را بداند. زیبایی تصویر هرگز جای ایمنی را نمیگیرد.
یکی از درسهای مهم او از تجربهای ناموفق در سالهای ابتدایی غواصی نیز همین است. پارکینسون و دوستانش محل خروج از آب را اشتباه ارزیابی کردند و او با تجهیزات کامل در برابر موج و صخره گرفتار شد. از آن زمان، پیش از بسیاری از مأموریتها از خود میپرسد: «اگر لازم شد، چگونه از این موقعیت خارج میشوم؟» این پرسش ساده برای شنای آبهای آزاد نیز کاربردی است: برنامه خروج، شناخت جریان و حضور همراه، بخشی از مهارتاند نه جزئیات حاشیهای.
· پیش از غواصی حرفهای، سالها شناگر رقابتی بود و همین پیشینه را پایه اصلی کنترل بدن در آب میداند.
· گواهی اسکوبا را در سال ۲۰۰۰ در اوآهو، هاوایی دریافت کرد.
· در تدوین برنامه آموزشی فریدایوینگ PADI نیز مشارکت داشته و مدرس این رشته بوده است.
· در پروژه آواتار، علاوه بر بدلکاری، در گرمکردن، حفظ آمادگی حبس نفس و ایمنی بازیگران نقش داشت.
· با هیو جکمن و بازیگران مجموعه «نجات غار تایلند» برای اجرای صحنههای زیر آب کار کرده است.
· حفاظت از کوسهها و آموزش درباره نقش آنها در اکوسیستم اقیانوس از فعالیتهای مورد علاقه اوست.
مسیر پارکینسون یادآوری میکند که آموزش شنا فقط برای مسابقه یا تفریح نیست. تسلط بر تنفس، شناوری، وضعیت بدن و آرامش در آب میتواند پایه ورود به غواصی، نجاتغریق، فیلمبرداری زیر آب، مربیگری و دهها فعالیت دیگر باشد. البته حبس نفس طولانی و تمرین فریدایوینگ نباید بدون مربی متخصص و همراه ایمنی انجام شود؛ «هایپروِنتیلاسیون» یا نفسگیری سریع پیش از ورود به آب نیز میتواند خطر بیهوشی زیر آب را افزایش دهد.
برای هنرجوی تازهکار، نقطه شروع بسیار سادهتر است: یادگیری بازدم در آب، شناوری، برگشت ایمن به دیواره و حرکت کمتنش. وقتی این پایهها درست ساخته شوند، اعتمادبهنفس واقعی شکل میگیرد؛ همان کیفیتی که پارکینسون هنگام آمادهکردن بازیگران، پیش از هر تکنیک پیچیدهای به دنبال آن است.
لیز پارکینسون نمونهای جذاب از مسیری است که از خطهای یک استخر آغاز شد و به صحنههای بزرگ هالیوود رسید. موفقیت او بیش از رکورد حبس نفس، به ترکیب چند توانایی وابسته است: تکنیک شنا، شناخت غواصی، آموزش، توجه مداوم به ایمنی و توانایی آرامماندن در محیطی پرفشار. برای تجربه همین نقطه آغاز، یعنی یادگیری اصولی و امن شنا، میتوانید مربیان را در app.iranfina.com ببینید و کلاس مناسب خود را رزرو کنید.
سارا شوستروم پس از تولد فرزندش و ۶۰۷ روز دوری از مسابقه به استخر برگشته است؛ روایتی از بازسازی تدریجی آمادگی و هدف بزرگ پاریس ۲۰۲۶.
زندگی، مسیر حرفهای، فلسفه تمرین، رابطه با مایکل فلپس و درسهای ماندگار باب بومن؛ پروندهای جامع و مستند از مربیای که سه نسل از شناگران نخبه را شکل داده است.
لئون مارشان پس از چهار طلای المپیک پاریس چگونه هدفهای تازهای پیدا کرد؟ روایتی از فشار شهرت، تمرینهای سنگین و ساختن مسیر لسآنجلس ۲۰۲۸.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.